می نويسم تا بيايد

امشب باید بنویسم

بنویسم از تو

بنویسم از من

ازحرف های ناگفته

از ترانه های بی نام

از خاطره های نداشته

از آرزو های خیس

از سکوتی نارنجی!

می نویسم!

اما به شرط حضور لبخندت

لبخند ت تماشایی ترین صحنه حضور است

شب است و لحظه ی سکوت ساز تو

غریبه ی آشنا!

صدای تنهایی سکوت را می شنوی؟

فرشته خیال در گوشت چه نجوا می کند؟

به توهم سکوت هدیه می کند؟

دستان چابکت به سکوت معنا می بخشد

وبه چشمان من امید پیشکش می کند

گوش کن!

صدای سکوت ساز ها را می شنوی؟

سکوت گاه و بی گاه همدم فریاد هایست که بی خبر و نا خواسته از راه های دور می آید

پس سکوت از بی صدایی نیست!

از عادت نیست!

از فراموش شدگیست!

نفس هست حرف هم

همه چیز هست و گوشی برای شنیدن نیست

 دور تر ازخود می ایستم

 

عجب!

این دور تر ازمن چه خیال انگیز و رویاییست!

از آسمان این شهرعطر می بارد

گویا باران هم باریده

ای دانای بی صدا!

باور کن که من رهگذری بیش نیستم

رهگذری بی صدا!با چشمانی بی نگاه

گوش کن!

صدای نی شکسته را می شنوی؟

نی شکسته از مولانا حکایت می کند

چه باک است؟

گاهی هم صدایی از سرزمین بی صدایی ها بشنو

آن هم از یک بی صدا!

نه انگار باز هم حرفی نیست

باید امشب بروم

و دور تر ازتو؛ در خود سفرآغاز کنم

سفرم طولانیست

اما شاید روزی قاصدکی ،از فاصله ها انتقامی پر صدا بگیرد!

چه کسی می داند؟

پشت این چهره های بی صدا شاید کودکی می گرید؟

چه کسی می داند؟

پس بیا خویشتن بنویس،قلمت را نتوانی شکست.من رهگذری بیش نیستم

/ 25 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سياوش

سلام دوست مهربونم اميدوارم شاد باشين من ميومدم بهتون سر می زدم آرزوی سلامتی شما رو دارم خوشحالم که بازم می نويسی اما خيلی وقته چيزی ننوشتی دوباره بيا ما منتظريم يا علی

سحر

اجازه هست خيال كنم تا آخرش مال منی؟ ... خوشحالم ميکنی به وبلاگم سر بزنی.

مينا

قديما اومده بودم اينحا ... گفتم يادی از قديما کنم

امير

در تنهایی های خودم تو را تکللم میکنم شاید در بهانه هایت پنجره ای به وسعت چشم هایت برایم نقاشی کنی

ما....

سلام ببين کی دوباره برگشته پونه

سميرا

انکه مست امد و دستی به دل ما زد و رفت در اين خانه ندانم به چه سودا زد و رفت خواست تنهايی ما را به رخ ما بکشد تنه ای بر در اين خانه ی تنها زد ورفت ...پونه جون خيلی وقت پيش برام کامنت گذاشته بودی ولی من امشب قسمت بود که بيام اينجا کم نوشتی اما خيلی زيبا...

بهناز

عاشق هرکس شدم او شد نصيب ديگري ... دل به هرکس دادم او هم زد به قلبم خنجري ... من سخاوت ديده ام دل را به هرکس مي دهم سلام دوست خوبم بسیار زیبا بود خوشحالم میکنی اگه یه سر بهم بزنی منتظرم یا حق